
مدتی از آمدن بهار می گذرد وچه زود ایام دیدو بازدید به پایان رسید.
امیدوارم که با تفکر و تامل بیشتر بر آنچه که در سال ۸۶ گذشت ،طوری برای سال ۸۷ برنامه
ریزی کنیم که سال دیگر همین موقع با آسودگی خاطر بیشتری به داوری اعمالمان بنشینیم
در طول سال گذشته یک عالمه اتفاق خوب وبد رخ داد برخی که سالهای قبل شب عید در کنار
ما به استقبال بهار رفتند امسال درکنار ما نبودند وتنها خاطره های خوبشان با ما بود.
که یاداوری آن خاطره ها بغض بر گلو می نشاندواشک برچشم.
وبرخی که پارسال نبودند حالا هستند. شکوفهای زندگی که در آغوش پر مهرپدر ومادرجا
گرفته اندوجودشان رحمت است ونعمت.آنها که نیستند جایشان سبز وآنها که تازه آمدند
قدمشان بر چشم .عزیزان سال نو همه مبارک باشد.ما راهم بخاطر دیر آپ کردنمان ببخشید.
در خاتمه می خواستم برای مدتی از کلیه دوستا ن عزیزم که بانظرات خوبشان مارا همراهی
کردند خداحافظی کنم وحلالییت بطلبم چون ما در حال سفر به خانه خداهستیم .
تا یکماه دیگر خداحافظ شماباشد.
تولدت مبارک گل لاله مهر تو چون رویای کودکانه
گرچه هیچ کس دردتو نمیداند تو صبور باش چون صبر مادرانه
دادش کوچک تو رضا
تنها وخسته بر ساحل دلتنگی ام نشسته ام،خیره برقاب عکس ارغوانم،روی ماهش بر آسمان قلبم لخند می زند،وجشمانم از روزهای ندیدنش بارانی می شود.چرا مرا راهی به کوچه باغ مهربانی اش نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چراپشت حصار فاصله ها تنها مانده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا دستم از دامنش کوتاه شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شاید کوتاهی از خودم بوده ..........خداوندا می دانم که تواین غریب خسته را درغربت دلتنگی به حال خود رها نمی کنی امید این دلشکسته فقط به قدرت لایزال توست.
اینجای خالی مال توست
باخیالت دلخوشم ای ماه پنهان بعداز این
می نهم بی روی توسردر گریبان بعدازاین
پشت این دیوارها سوسوی یک فانوس نیست
لحظه هایم تیره چون شام غریبان بعداز این
فصلها تکرار یک پاییز بی پروانه اند
کوچه هابی انتها،من زیر باران بعدازاین
گرکه بگذاری سرت را برسکوت شانه ام
می شوم غرق گل و عطر بهاران بعدازاین
عشق را هم صحبت این لحظه های لاله کن
آه ای شیرین زبان من را مرتجان بیش ازاین......
به نام پروردگارتولدومرگ![]()
![]()
![]()
![]()
بلاخره وبلاگ منم یکساله شد ،
بله یکسال گذشت ،سال گذشته یک همچین
روزی وبلاگ من را ه اندازی شد والآن یکساله
شده،
آپ کردم که تولد یکسالگی وبلاگم را تبریک بگویم
تولداولین سال وبلاگم مبارک یکسال با هزاران
اندوه وشادی گذشت امیدوارم سال جدید
خوشیهایش بیش از اندوه اش باشد.![]()
![]()
سلام سلامی به گرمای دل تک تک شما عزیزانی که همواره به یاد ما بودید ومارا فراموش نکردید.![]()
![]()
زمستان سرد سال هم از راه رسید.هرچند که سوزسرمای این روزهانمی تواند مانع از دوست داشتن این فصل پر مخاطره شود.فصلی که مملو از سنتهای شیرین است،چله بزرگ وچله کوچک وشب یلداو...
بسیاری از سنتهای ما ایرانیان از دیر باز رواج دارد،اگرچه علت شکلگیری اش مشخص نیست.اما هر کدام حاوی پیامهای اخلاقی ارزشمندی هستند.
تعابیری که قدیمی ها برای آن معنا کرده اندشاید به این خاطر بوده که مردم را به رعایت این ارزشها ملزم کند.
شب اول دی ماه که در تقویم شفاهی ونانوشته وحک شده در سینه تمام خانوادهای ایرانی شب یلدا نامیده می شود،از این قاعده مستثنی نیست.
سالهاست که به مناسبت فرا رسیدن این شب که آنرا طولانی ترین شب سال می دانند،
مراسم ویژه ای باتوجه به رسم و.رسومات هر شهر بر گزار می شود.
مردم باستان در تعبیر شب نشینی این شب معتقد بودندکه چون زمستان به عنوان فصل سرماویخبندان فصلی است که در آن زمین به خواب می رودوکشاورزی نا ممکن می شود
پس بسان ساحری است که برای آسیب رساندن به انسانها چله نشینی می کنداز این رو با برگزاری مراسم چله کوشیده اند سحر زمستان را با طل وبابیدار ماندن تا سپیده دم بر طولانی ترین شب سال چیره شوند.
امروزه هر چند کسی معتقد به سحر وجادوی اینچنینی نیست، اما برگزاری شب چله همچنان رواج دارد تا پیام اخلاقی صله ارحام همچنان بر قوت خود باقی بماند.
در خاتمه مطلبم لازم است چهارم دی ماه که مصادف با میلاد حضرت مسیح(ع)،پیامبر صلح وآشتی است رابه مسیحیا ن عزیز تبریک بگویم ...
وهمینطور پنجم دی ماه مصادف باولادت امام علی النقی(ع)دهمین اخترتابناک امامت وولایت مبارک ومیمون باشد .وهمچنین هشتم دی ماه که مصادف با عید سعید غدیر خم است را پیشا پیش به همه دوستان عزیز وبلاگی ام تبریک عرض می کنم.
امید که رفتارو کردار ائمه ومعصومین سر مشق زندگی مان باشدتا برگ برگ دفتر زندگی مان
سرشار از سعادت وخوشبختی شود .
(رمضان ماهی است که ابتدایش رحمت،میانه اش مغفرت وپایانش آزادی از آتش دوزخ است)
ماه رمضان با مهر آمده است
ماه مبارک رمضان تادوروز دیگر شروع می شود .ماهی که در آن بیشتر فرصت داریم تا به اطرافمان نگاه عمیق تری بیاندازیم.
خوردن وآشامیدن یکی از موهبتهای الهی است.وقتی در ماه رمضان از خوردن وآشامیدن
امساک می کنیم،انگار یک عالمه وقت هم اضافه می آوریم.
بیشتر روزمان را به چیزهایی غیراز خوردن می پردازیم کار می کنیم عبادتمان بیشتر می شود
آنقدر فرصت داریم که فکر کنیم به همه چیز ،ازهمسایه دیوار به دیوارمان گرفته تا همه مردم شهر و کشورمان ودنیا.
اندیشیدن یک نوع عبادت است. عبادتی باثواب فراوان .
دهان صورت که بسته باشد دهان اندیشه باز می شود.
رمضان ماهی است که ما فرصت می کنیم قدر همه نعمتهای الهی را بدانیم و خدایی تر شویم .
لذت روحانیت روزه قابل مقایسه با هیچ نشاطی نیست .
**** همه روزه هایتان قبول در گاه خدای منان والتماس دعا در لیالی قدر****
((همه انسانهابر اساس گفتارشان مورد بخشش خداوندوبرهمان مبنامورد خشم وغضب او
قرارخواهند گرفت))
کسی که به قدرت گفتار آگاهی دارد،سعی می کند مراقب حرف زدنش باشد.
او با بررسی گفتارش در می یابد،پیامد سخنانش((بیهوده وبی هدف))نیست.
انسان به طور پیوسته واز طریق گفتارهایش قانون هایی را در مورد خودش وضع می کند.
مردی را می شناختم که می گفت:همیشه از اتوبوس جا می مانم،محال است در هنگام توقف اتوبوس در ایستگاه به آنجا برسم.
درحالی که دخترش می گفت:من همیشه به موقع به ایستگاه می رسم،اتوبوس دقیقا"همان لحظه به ایستگاه می رسد که من در آنجا باشم.
این امر سالیان سال تکرار شد.
هریک از این پدر ودخترقوانین مخصوص به خود راوضع کرده بودند،یکی از آنها قانون شکست
ودیگری قانون کامیابی را.
این روانشناسی خرافات است
این قانون پذیرش است که ظاهرا"درک آن کمی مشکل به نظر می رسد از انجا که شجاعت مشتمل بر نبوغ وجادو است،با جسارت و بی باکی با ترسهایتان روبرو شوید تا ببینید که چگونه ناپدید می شوند.
نیروهای نامریی همواره در اختیارکسی است که((زمام زندگی اش راهمیشه در دستان خود بگیردهرچند خود به این امرآگاه نباشد))
حاصل گفتار سنجیده آن است که هرچیز که برزبان آید،سرانجام به سوی صاحبش باز می گردد ولاجرم کسانی که دائما"ازبیماری سخن می گویندبیمار می شوند.
(( انسان باید نسبت به گفتارش توجه کافی مبذول بدارد))
مثلی است که می گویدانسان باید تنهادر سه صورت از زبانش استفاده کند:
برای((شفا))،((موفق شدن))،((دعای خیر))آنجه را که برای دیگران بخواهید برای خودتان اتفاق می افتد.
عیبجویی پیوسته،باعث پیدا شدن(روماتیسم) می شودچراکه تفکرات انتقادی وناسازگاری
درخون لخته ایجاد کرده وسبب سخت شدن مفاصل می شود.
حسد، تنفر، کینه جویی ،ترس ومسائلی از این قبیل مولد غددسرطانی هستند.
هر ناساز گاری بیرونی ،حاکی از یک ناسازگاری درونی است.
(رنگ رخساره خبرمی دهد از سر درون)
در خاتمه نتیجه می گیریم که
![]()
آن کسی که خیروصلاح دیگران را بخواهد،در آرامش خواهد زیست![]()
![]()
درپایان رسیدن ایام واعیاد شعبانیه را به تمامی شما دوستانم تبریک می گویم.
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست(خدا)هم به علی می نازد
ولادت باسعادت مولای متقیان،مولود کعبه حضرت علی (ع)مبارک باد.
درفراغ پدر
ای پدرجانم فدایت می روم سوی نگاهت
تا توانم من برایت می سرایم شعر ،درداغ فراغت
ای پدر یارم تو بودی مونس جانم تو بودی
ای پدر بی تو چه تاکم ای پدر رویی به خاکم
ای پدر نالم برایت ای پدر جانم فدایت
ای پدر تنها وزارم ای پدر نالان وزارم
ای پدر بی تو چه سردم ای پدر بی تو ،پر دردم
ای پدر رفتی و خاموش مانده آن یاد ت پر ازشور
این نوشته را که میدانم از نظر خیلیها پرازغلط واشتباه است تقدیم می کنم به پدر
مهربان وعزیزم که شش سال است از پیش ما رفته ومارا در حسرت محبتش جا گذاشته
روز پدر بر همه پدران مبارک و میمون باشد.
عزیزانی که پدرانتان در قید حیاتند قدرشان رابدانید .
زرحمت گشاید در دیگری
بازی
اگرانسان نفرت بورزد،نفرت به او بازخواهد گشت واگرمهربورزدازعشق بهره مندخواهد شد
اگرپیوسته خرده گیری کند،دتیااوراسرزنش خواهد کرد.
اگردروغ بگوید،بی تردید دروغ خواهد شنیدواگر تقلب کنددچارآدم های متقلب خواهد شد.
افزون بر این،انسان یاد می گیرد که قوه تخیل نقش مهمی را در بازی زندگی ایفا می کند.
ذهن آدمی از سه بخش،نیمه هشیار،هشیاروفوق هشیار تشکیل می شود.
**ذهن نیمه هشیاردارای قدرت محض وانعطاف پذیراست.
هرچه را که انسان عمیقا"حس کرده ویابه روشنی در ذهنش مجسم نماید بر ذهن نیمه
هشیارش نقش بسته وبا تمام جزئیات در زندگی او تکوین می یابد.
**ذهن هشیاررا ذهن دتیوی ویا نفسانی نامیده اند،که وچو*دظاهری* آدمی است و
زندگی را چنان می پنداردکه*به نظر می رسد واقعا"آنگونه است*
ذهن هشیار،تمام جلوهای مرگ،مصیبت،بیماری،تنگدستی وفلاکت را مشاهده کرده وبر
ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد.
**ذهن فوق هشیار،بعدالهی انسان وبخشی از خداوند است که در نهاد همه انسانها
به ودیعه گذاشته شده وجایگاه پندارهای متعالی می باشد.
همان**الگوی بی عیب و نقصی**که افلاطون از آن به عنوان*الگوی کامل*یاد کرده است.
در واقع خداوند برای هریک از بندگان خود*مشیتی*را مقدر نموده است.
جایگاهی است که تنها ازآن تو می باشد وهیج انسان دیگری نمی تواند آنرا تصاحب کند.
عزیزانم دوستان وبلاگی من این اولین آپم بود از کتاب چهار اثر اسکاول شینا است امیدوارم که
مورد توجه شما عزیزان واقع بشود نظارت خودتون را برای ما دو دلشکسته بتویسید.
![]()
شعری به مناسبت تولد دختر گلم که در بهار آمدو در بهار رفت........
می رسد بوی گل و غنچه ز هر کوی وگذر
اشک در دیده من حلقه زده بار دگر
می نویسم زتو وآن دل نازک تو
زقدو قامت و آن همه زیبایی تو
می نویسم زتو که در فصل بهار آمده ای
زتو که باتمنای دل عاشق من آمده ای
می نویسم زدو دست کوچکت که همه دنیام بود
همه زیبایی دنیام توچشات پیدا بود
ولی افسوس که دگر در نظرم زیبا نیست
چون در آن،آن همه تمنای دل عاشق من پیدا نیست
خلاصه وسایلمون را جمع کردیم وراهی شدیم جاتون خیلی خالی بود به خانه عمه و
عمو رفتیم وآنهارا که مدتها ندیده بودیم زیارت کردیم .
چون همه از نظر روحی افسرده خاطر ومکدر بودیم همه جمع شده بودند تا مارا آرام و
خوشحال کنند وتسلای خاطر ما باشند که همینطور هم شد وزحمات آنها نتیجه دادوما
روحیه گرفتیم وکمی آرلم شدیم وبه خودمان وآنها قول دادیم که ازاین به بعد زندگی جدیدی
را شروع کنیم .
دوستان خوبم مادر شیراز هم به یاد شما بودیم وبرای شما هم یک سوغات ناقابل آوردیم.
سوغات ماکتابی است بانام(چهار اثرفلورانس اسکاول شین)
ترجمه نشمیل مشتاق
بازی زندگی وچگونگی آن
کلام تو عصای جادویی توست
در مخفی کامیابی
قدرت کلام
از این به بعد سعی می کنم مطالبی از این کتاب که زندگی مارا واقعا"متحول کرد براتون بنویسم.
البته بعداز سالروز تولد ارغوان که بیست وششم خرداد بود ومن نتوانستم آپ کنم .
ارغوان جان عزیز دل چهاردهمین بهار زندگی ات را بدون تو جشن گرفتیم
جشنی همراه با اشک وحسرت و غم، ناله و ماتم و زاری و مویه
یکسال پرازماتم وگریه وناله
یک سالی که به اندازه صدسال برما گذشت
روزی بود رزگاری بود
روزگار غم باری بود
از آسمون غم می بارید
از زمین ماتم می بارید
هوای اون روز ما روی زمین
سیاه وابری ومه گرفته بود
اون روز یه روز خوب خدا بود
ولی برای من ومریم وبابا
یه روزتلخ ودلگیر خدا بود
می دونی چرا عزیزماون روزخوب خدا
برای من ومریم وبابا
چراروزتلخ ودلگیر خدا بود؟
آره چون اون روز
روز پرکشیدن تو قمری خونه ما بود
روزی بود که برا همیشه رفتی
پرزدی و روآسمونها سر کشیدی
روزی که تو پرکشیدی
روی آسمونهاپر پروازرو گشودی
روز سالگردتوای گل خوب خدا بود
که برای همیشه رفتی
دیگه هم که برنگشتی دیگه هم که برنگشتی
آره امروزسال پرکشیدنت بود
آره امروزروزسالگردتو عزیز جان بود
روزی که مامانتو تنهاگذاشتی
روزی که کمرباباتو شکستی
روزی که مریم مریض شد
تک وتنها وغمین شد
عزیزم دلم گرفته
عزیزم دلم شکسته
عزیزم بغض عجیبی راه گلوم وبسته
به امید روزی که ماهم پیش تو بیایم عزیزم
معلولم را شفا دهد. handicpped child whole
فرمود: god said no
لازم نیست،روحش سالم است. his spirit is whole his
. body is only temporary
nnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnnn
از او خواستم لا اقل به من صبر . i asked god to grant me patience
عطا کند. . god said no
فرمود:صبر،حاصل سختی و patience is a byproduct of
رنج است. . tribulation
عطا کردنی نیست. . it isn t granted it is learned
=================================================
ازخدا خواستم کاری کند که i asked god for all things that
از زندگی لذت کامل ببرم. . imight enjoy
فرمود:برای این کار من به تو . god said no
"زندگی " داده ام. i will give you life so that you
. may enjoy all things
===============================================
ازاو خواستم روحم را رشد دهد. i asked god to
فرمود :نه تو خودت . make my spirit grow
باید رشد کنی. . god said no
من فقط شاخ وبرگ اضافی ات را . you must grow on your own
هرس می کنم تا بارور شوی. but i will prune you to make you
. fruitful
===============================================
گفتم مرا خوش بخت i asked god to give me
کن. . happiness
فرمود: . god said no
نعمت از من i give you blessings
خوشبخت شدن از تو. . happiness is up to you
===============================================
از خدا خواستم کمک کند همان i asked god to help me love
قدرکه اومرا دوست دارد،من others as much as he loves
هم دیگران را دوست بدارم. . me
خدا فرمود:آها، بالاخره اصل god said ahah finally you
مطلب دستگیرت شد! . have the idea
==============================================
از او خواستم مرا گرفتار درد وعذاب نکند. . i asked god to spare me pain
فرمود: . god said no
رنج از دلبستگی های دنیایی جدا و به suffering drws you apart from
من نزدیکترت می کند. worldly cares and bring you closer
. to me
================================================
التماس دعا

دوباره آباد شده این شهرمون
بچه ها بیا ید ببینید دوباره سبز شده این شهرمون
تو باغ وباغچه دوباره سبز شدن این گلامون
بدون ارغوانم باز دوباره بهار شده
دوباره باز همه جا سبزه وگل باران شده
فکر می کردیم که دیگه بعداز ارغوان مون
بهارونمی بینیم دوباره سبزه هارو نمی چینیم
ولی دیدیم که بعد ازرفتن او هم
دوباره بهار اومد دوباره سبزه و گل به بار اومد
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
بهار،ترنم آغازی دوباره
صدای پای بهار چه ساده ودلنشین می آید.
تپش گرم طبیعت آغاز شده.زمین پوستین زمستانی خود را می کندتا نفسی تازه کند.
بهار می آیدتا روح عشق و زندگی بر همه شاخسارها ونگاها بدمدولی شاخه درخت
زندگی ما یک برگ بیشتر ندارد ونگاهای ما بدنبال ارغوان می گردد.
این روزها همه جا شادی ونشاط می رویدولی درکلبه مه گرفته ما درخت شادی
خشکیده است.
ترنم آغازی دوباره در زندگی به گوش می رسد.
ترنمی نشاط انگیزکه در دل اضطراب وشتاب می پروراندتادراین غافله نوشدن کسی
بهانه دگرگونی وتغییر راازدست ندهد وما نیز بخاطر تک برگ درخت زندگی امان مجبور
به تغییرودگرگونی هستیم.
ارغوان که پارسال شب عید درکنارما به استقبال بهار رفت امسال در کنار ما نیست وای
ای وای برما که چگونه بدون ارغوانمان به استقبال بهار برویم؟
امسال اولین سالی است که دخترمان در کنار ما نیست وتنها خاطره اش بر جا مانده
که یادآوری آن بغض بر گلو می نشاند واشک بر چشم!
همه آنهایی که نیستند جایشان سبز وآنهایی که تازه آمده اند قدمشان بر چشم!
امید که با تحویل سال،خالق هستی حال مارا نیز به بهترین حال دگرگون کند.
دوستان عزیز ما دو دلشکسته را همچون همیشه راهنمایی کنید وکم وکاستی هایمان را
یاد آور شوید تا بی نقص تروخوشبوتراز همیشه خانه وبلاگمان را معطر کنیم.
ارادتمند همه وبلاگ خوانان و وبلاگ نویسان حسین و لاله
امیدم:سلام سلام
همه ی کسم تویی
همه ی عمرم تویی
تویی که تاروپودمی
همه ی وجودمی
عزیزدلم تویی
همه ی جونم تویی
جان من فدای تو
فدای نگاه تو
که بعدازارغوانم
همه ی امیدمی
گل خوشبوی منی
عزیز دل مامان
عزیز دل بابا
توکه تک گل مایی
توکه جان با بایی
پس مارا تنها نذار
امید فردای ما
گل باغ دل ما
دل ما به تو خوش ای عزیز دل ما
تقدیم به همسر خوب ومهربانم
همسر خوب وفداکار
توی این مادی غم بار
تویی که باهام رفیقی
تویی که دوست وشفیقی
منو تنها نگذاشتی
غمهام و به دوش کشیدی
با همه زجری که دیدی
منو هم دلداری دادی
وقتی من گریه می کردم
تو برام آواز می خوندی
از اون دوردورا می گفتی
که یجا خدایی هم هست
که مارو تنها نذاره
همیشه برام می گفتی
که چقدر سخته برایت
دیدن اشکای سردم
ولی من همیشه غمگین
گوشه ای گریه می کردم
ولی تو همیشه محکم
اشکام و هی پاک می کردی
دلم و هی صاف می کردی
با صدا ی مهربونت
با نگاه پرفروغت
دلم و هی شاد می کردی
منو هی آروم می کردی
الاهی همیشه باشی
تا سرم را روی شانه هات بذارم
دل غم دیده خودرا
برای تو بفشارم
آخهدراین روزها همه گریه می کنند،همه اشک می ریزند،همه مویه می کنندوکسی به آنها
نمی گوید چرا؟زیرا همه دردمشترکی دارندوانهم دردازدست دادن وبه شهادت رساندن حسین
است وبس.
این تاسوعاوعاشورابرای من داغداروعزادارباهمه تاسوعا وعاشوراهای گذشته فرق می کرد
چون به معنای واقعی تری آن راحس می کردم زیرا من هم زخم خورده بودم من هم مانند
زنان میدان کربلا طفلم راازدست داده بودم من هم دخترم را پاره وجودم را از دست داده
بودم.
تازه حال بانو رباب وبانو رقیه سه ساله را می فهمیدم تازه امسال فهمیدم که داغ فرزند یعنی
چه؟
امسال ماه محرم برای من حال وهوای دیگری داشت غمش را بیشتر حس می کردم.
دراینروزها تازه فهمیدم که اهل بیت رسول خدا جه زجرها که متحمل نشدند آنهم برای رضای
معبود.
البته فقط ذره ای زیرامن خاک پای آن معصومان هم نیستم که قابل مقایسه با آنان باشم.
امسال بعدازسالهاتوانستم دوباره به روضه خوانی ومرثیه سرایی امام حسین بروم وازته دل
برای آقا وسرورم به سروسینه بزنم وشورواشتیاق مردم رابه حسین (ع )ویارانش را ازنزدیک
ببینم .
درتمام این مراسمها مریم کنارم بود هرجا که می رفتم باخودم می بردمش من گریه می کردم اوسینه می زد،من اشک می ریختم واو ناله می کرد.
بله ما درتمامی لحظات باهم بودیم وباهم برای شهیدان دشت کربلا عزاداری می کردیم.
وقتی میدیدم مریمم اینقدر قشنگ سینه می زند آرزومی کردم که ای کاش ارغوانم هم اینجا
بود وبرای آقا وسیدش سینه میزد ولی بعد هزاران بار خدارا شکر می گفتم که مریم را
برایم گذاشته تاحداقل بعدازارغوان مونسم باشد همدم و همراهم باشد.
بله دراین شبها همه ما درخانه مادرحاضربودیم تاهرکداممان به نحوی خادم اماممان باشیم
همه فامیل ازماهشهرواهواز به خانه مامان آمده بودندتا درپختن برنج وخورشت وحلیم نذری
به مادرکمک کنند خلاصه آن شبها باخواندن دعای توسل وروشن کردن شمع ویاری همه
به پایان رسید وغذاهای نذری به خوبی پخته شد وبین مردم پخش شد.
این بود تاسوعاوعاشورای امسال که خیلی زود گذشت وتمام شد به امید شفای همه
بیماران وناتوانان.......![]()
![]()
![]()
![]()
قیامت بی حسین غوغا ندارد
شفاعت بی حسین معنا ندارد
حسینی باش که درمحشرنگویند
چرا پرونده ات امضا ندارد
اگر پرونده ات امضا ندارد
رضایت نامه از زهرا ندارد
به امید شفایافتن همه بیماران وناتوانان و
رواشدن حاجت همه حاجت مندان
التماس دعا![]()
![]()
خدمت تمامی دوستان وآشنایان فرارسیدن ماه محرم راتسلیت عرض می کنم![]()
![]()
![]()
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟
اوچه شمعی ست که عالم همه پروانه اوست؟
حلول ماه محرم الحرام ماه پیروزی خون برشمشیرواحیای دین محمد"ص"برتمام
سالکین طریقت آقا اباعبدالاه الحسین"ع"گرامی باد